همکاری قند و انسولین برای انباشت چربی ( انسولین مامور دو جانبه )

همکاری قند و انسولین برای انباشت چربی ( انسولین مامور دو جانبه )

 همکاری قند و انسولین برای انباشت چربی ( انسولین مامور دو جانبه )

انسولین روی بدن اثرات مثبت و منفی دارد. در مورد کنترل چربی های بدن رسیدن به موفقیت بستگی به کل کالری مصرفی و هورمون هایی دارد که روی نوع کالری مصرفی تاًثیر دارند.افزایش سطح انسولین برای کسی که در تلاش است تا چربی های بدن خود را کنترل نماید، به اندازه کل کالری مصرفی می تواند اثرات منفی داشته باشد. بالا بودن سطح انسولین نتیجه ای است از پرخوری غذاهای کربوهیدراتی ( چه در فرم ساده چه در فرم مرکب ) زمانی که در مصرف کربوهیدرات ها افراط می کنید مقدار گلوکز خون بالاتر از ۱۱۰ میلی گرم می رسد و این تحریکی است برای ترشح زیاد انسولین جهت نرمال سازی قند خون یعنی رساندن آن به محدوده ۷۰ الی ۱۱۰ میلی گرم.

بخش دشوار اینجاست : امکانش وجود دارد که در چارچوب محدودیت های کالریک خود تغذیه کنید اما محیطی را فراهم آورید که سطح انسولین در آن همچنان بالا باشد و خود این مسئله می تواند کات شدن بدن را غیر ممکن نماید.

این اتفاق زمانی رخ می دهد که کسی رژیم بسیار کم فیبری را رعایت می کند یا اینکه بخش اعظم کالری روزانه خود را از قندهای ساده مثل نوشابه ، مربا ، نان سفید ،کیک ها ، پاستیل ، چیپس های بدون چربی، آب میوه ها و. . . تاًمین می کند.

این قبیل مواد غذایی ( کربوهیدرات های ساده ) به سرعت تجزیه شده و به گلوکز تبدیل می شوند ودر نتیجه قند خون را به معیاری بالاتر از ۱۱۰ می رسانند. نتیجه چه می شود؟ افزایش ترشح انسولین. در واقع می توان گفت که یک جهش در ترشح انسولین رخ می دهد.

وقتی هم که انسولین زیاد شود، گلوکز اضافی از سطح خون پاکسازی می شود و به صورت گلیکوژن عضلات ، گلیکوژن کبد یا چربی ذخیره می شود. اگر ذخاییر گلیکوژنی عضلات و کبد تکمیل باشد، تمام گلوکزاضافی که در خون وجود دارد به شکل ذخایر چربی در بدن ذخیره می شوند.

بالا بودن ترشح انسولین نتیجه ای است از تغذیه ای فراتر از نیازهای بدن یا تغذیه ای در چار چوب کالری مورد نیاز بدن اما از کربوهیدرات های ساده.

سوًال اینجاست که اگر ذخایر گلکوژنی کبد و عضلات تکمیل نباشند، آیا تغذیه به یکی از دو حالت بالا باز هم  می تواند باعث افزایش ذخایر چربی بدن شود؟ پاسخ یک (( بله )) قطعی است. آیا در این رابطه شک دارید؟ چند نفر را می شناید که می گویند پرخوری نمی کنند اما سال به سال وزن شان بیشتر می شود؟ موضوع این است که آنها عمده کالری مصرفی خود را که حتی زیاد نیست را از قندهای ساده و از منابع غیر فیبردار تاًمین می کنند.  این روش تغذیه در نهایت به طور مدام سطح گلوکز خون را بالا نگه می دارد و در نتیجه انسولین در سطح بالایی ترشح می شود و عمده قندها به صورت چربی در بدن ذخیره می شوند و در نتیجه بدن نمی تواند سراغ ذخایر چربی برود تا آنها را بسوزاند.

بالا بودن سطح انسولین روی مرکز اشتهای مغز تاًثیر دارد. به موش هایی که مقادیر زیادی انسولین تزریق شده باعث می شود آنها به قدری غذا بخورند که معده شان منفجر شود و از طرف دیگر موش هایی که غده پانکراس شان (غده ای که انسولین تولید می کند) خارج می شود دچار سردر گمی می شوند که آیا غذا بخورند یانه و در این حالت آنقدر باقی می مانند تا از گرسنگی می میرند. انسولین در مقادیر زیادش محرک اشتها است.

بالا بودن سطح انسولین همچنین اثرات متابولیک جالب دیگری هم دارد که ذخایر چربی را ترغیب نموده و آزاد سازی اسیدهای چرب از ذخایر چربی بدن جلوگیری می کند.زمانی که سطح انسولین بالا می رود، ترشح آنزیمی به نام لیپوپروتئین لیپاز یا LPL را تحریک می کند. LPL سلول های چربی را محافظت می کند و از تخریب شدن آنها برای آزادسازی انرژی و سوخته شدن جلوگیری به عمل می آورد. در نتیجه می توان گفت که LPL تخریب سلول های چربی را بلوکه می کند و LPL با افزایش سطح انسولین تحریک می شود.

 همکاری قند و انسولین برای انباشت چربی ( انسولین مامور دو جانبه )
بدن همیشه در زمان استراحت مخلوطی از منابع سوختی را مورد استفاده قرار می دهد. سوخت اولیه در اوقاتی که استراحت می کنیم چربی ها هستند. در جایگاه دوم گلوکز قرار دارد. برخی از این چربی ها که می سوزد از چربی موجود در غذاهای مصرفی ما تاًمین می شود و بخش عمده آن از سلول های چربی اخراج می شود.اگر از میزان انسولین برای بلند مدت بالا بماند (به واسطه مصرف کالری اضافی یا به خاطر تکیه بیش از حد روی کربوهیدرات های ساده وبدون فیبر) سلول های چربی حفظ می شوند و به عنوان منبع انرژی مورد استفاده بدن قرار نمی گیرند.

در حقیقت نقش انسولین در حفظ سلول های چربی به قدری قوی است که انجام تمرینات سنگین هوازی هم اگر چربی سوزی را موجب نشود، حداقل محقق شدن آن را بسیار دشوار می نماید، مگر آنکه سطح انسولین را کنترل کنید.

جالب است بدانید غده پانکراس که مسئول ترشح انسولین است ، منبع ترشح هورمون متضاد یعنی گلوکاگون هم هست. کار گلوکاگون مرتبط با انسولین است. این هورمون سطح گلوکز خون را تنظیم می کند. در حالی که انسولین گاوکز را از خون پاکسازی می کند( در اوقاتی که سطح آن از حد نرمال بالاتر می رود)، گلوکاگون در طرف مقابل (وقتی که سطح گلوکز از نرمال پائین تر می رود) سطح گلوکز را در خون افزایش می دهد. زمانی که کالری مصرفی محدود شود یا وقتی که به طور موقتی کربوهیدرات از رژیم حذف می شود، سطح گلوکز به ۷۰ یا به پایئین تر از آن می رسد. در این مرحله گلوکاگون ترشح می شود.گاوکاگون سراغ منابع ذخیره گلوکز ( در عضلات و کبد ) می رود تا گلوکز خون را تاًمین نماید. کلوکاگون کبد وعضلات را تحریک می نماید تا در واقع افت قند خون آن را به حد نرمال برساند. می توان گفت که گاوکاگون بر عکس انسولین عمل میکند.

گرچه هر دوی این هورمون ها کمک می کنند تا قند خون به حد نرمال برسد (یعنی بین ۷۰ الی ۱۱۰ میلی گرم )، انسولین یک هورمون ذخیره ساز و گلوکاگون هورمونی آزاد کننده است. فراخوانی انسولین باعث تحریک LPL شده  و موجب می شود سلول های چربی سرشار ازچربی باقی بمانند.

گلوکاگون درست برعکس عمل می کند. این هورمون آزادسازی HSL ( هورمون حساس لیپاز) را ترفیع می دهد که روی سلول های چربی کار می کند تا اسیدهای چرب آن را آزاد کند وآنها را به جریان خون برساند تا بتوانند به عنوان منبع انرژی مورد استفاده قرار بگیرند . زمانی که یک وعده غذایی مخلوط از پروتئین ، کربو هیدرات و چربی مصرف می کنید بدن همیشه ترکیبی از انسولین و گلوکاگون را ترشح می کند . زمانی که کربو هیدرات به تنهایی مصرف شود ، هورمون اصلی که ترشح می شود انسولین است . اما در یک وعده غذایی متشکل از کربو هیدرات و پروتئین است نخستین واکنش هورمونی بالا رفتن سطح انسولین است . اما اگر میزان پروتئین در آن وعده حداقل ۱۰ الی ۲۰ گرم باشد سطح انسولین ناگهان بالا نمی رود چرا که پروتئین ترشح گلوکاگون را تحریک می کند.

ترشح اندکی گلوکاگون که با مصرف پروتئین تحریک می شود در واقع باعث کاهش یافتن سطح انسولین می شود . انسولین را به عنوان آب داغ تصور کنید و گلوکاگون را آب سرد . افزودن اندکی آب سرد به یک سطل آب داغ باعث افت دمای آب می شود و به همین شکل دقیقاً اضافه شدن گلوکاگون به انسولین باعث می شود که سطح انسولین کم شود و توانایی چربی ذخیره کردنش هم کنترل شود.

سطح بالای انسولین می تواند با گنجاندن سبزیجات به عنوان بخشی از غدای روزانه کنترل و معتدل شود دلیلش این است که سبزیجات سرعت هضم و تجزیه کربو هیدرات ها را آهسته می کنند و این موجب اصلاح خروجی انسولین می شود . مصرف مقداری پروتئین هم از طرفی می تواند گلوکاگون را درسطح بالایی حفظ کند که می تواند سطح بالای انسولین را خنثی و اصلاح کند.
 همکاری قند و انسولین برای انباشت چربی ( انسولین مامور دو جانبه )
عضله مقاومت به انسولین را معکوس می کند

اضافه کردن عضلات بدن توسط انجام تمرینات با وزنه جدی و در کنار آن پیروی از رژیمی که قند و چربی های اشباع شده آن کم باشد ودر عوض شامل مقادیر زیادی از سبزیجات فیبردار و مقادیری کافی از پروتئین خالص باشد تا سطح گلوکاگون را بالا نگه دارد ، در بلند مدت اثرات منفی و چربی ساز پدیده مقاومت به انسولین را معکوس می کند . تمرینات با وزنه از گلوکز حاصل شده از کربوهیدرات ها به عنوان منبع انرژی استفاده می کنند.

هر چه که یک فرد طولانی تر و سخت تر تمرین کند ، عضلاتش به ذخیره سازی گلوگز به عنوان ذخایر گلیکوژنی عضلات مطابق تر می شود . وقتی نیاز به گلیکوژن به واسطه تمرین با وزنه های سنگین افزایش پیدا می کند ، مسیرهای ذخیره سازی گلیکوژن از جمله پذیرش گیرنده های انسولینی موجود روی بافت های عضلانی ارتقا پیدا می کنند و آمادگی بیشتری جهت پذیرش انسولین و گلوکز به دست می آورند ، نتیجه این می شود گلوکز آمادگی بیشتری برای ذخیره شدن پیدا می کند.

اثر مثبت این ماجرا روی چربی بدن ۲ گانه است . اول اینکه اگر گلوکز به عنوان ذخیره گلیکوژنی در عضلات ذخیره شود یعنی که در سلول های چربی ذخیره نمی شود . دوم اینکه وقتی گلوکز راحت به شکل گلیکوژن ذخیره می شود ، دوباره به جریان خون باز نمی گردد تا باعث ترشح مقادیر بیشتری از انسولین شود و در نتیجه سطح انسولین پایین باقی می ماند و این هم برای کنترل چربی بدن بهترین اتفاق است.

به طور خلاصه می توان این طور بیان کرد که شما بدن را وادار می کنید انسولین کمتری ترشح کند و این اتفاق با ایجاد رابطه دوستانه تر بین عضله و انسولین رخ می دهد و گیرنده های انسولین روی سلول های چربی کم اثر می شوند.

منبع : jafarpoor.com

۰ دیدگاه

پیام بگذارید.

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.