جعل تاریخی محمود شهریاری

سهراب سپهری شهریاری در بین تعجب خبرنگاران با این مقدمه که از همه اقشار در ایران طرفدار پرسپولیس هستند؛ اشاره به نام سهراب سپهری شاعر نوپرداز و نقاش مشهور ایرانی کرد
به نقل از گل ،  اجرای مراسم جشن قهرمانی نیم فصل پرسپولیس با محمود شهریاری بود، مجری اهل شهر بیجار که  هرگز تعلق خاطر خود به قرمز را پنهان نکرده است. شهریاری که دیشب سعی داشت با جملاتی شیرین فضای رسمی جشن اسپانسر پرسپولیس را تغییر بدهد .
در یکی از آیتم‌ها ضمن برشمردن دلایل برتری پرسپولیسی‌ها به استقلالی‌ها یک موضوع چهره مهم ادبی ایران را  به نفع تیمش مصادره کرد. شهریاری در بین تعجب خبرنگاران با این مقدمه که از همه اقشار در ایران طرفدار پرسپولیس هستند؛ اشاره به نام سهراب سپهری شاعر نوپرداز و نقاش مشهور ایرانی کرد.


چهره‌ای که  علاقه خاصی به فوتبال داشته و در دهه ۱۳۴۰ برای تماشای برخی مسابقات به امجدیه می‌رفته است. شهریاری گفت: خوب است بدانید سپهری پرسپولیس بوده است. (احتمالا او این برگ را خطاب به کسانی رو کرد که می‌گویند طرفداران پرسپولیس مربوط به قشر ضعیف‌تر جامعه هستند) او گفت: سهراب سپهری در نامه‌ای که هفته نامه کیهان ورزشی داشته اعلام کرده طرفدار پرسپولیس است و سپس فرازهایی از این نامه را برای حضار خواند. نامه‌ای که البته تغییر داده شده نامه معروف سهراب به سردبیر وقت کیهان ورزشی بوده است. سهراب در این نامه ضمن چند تذکر نوشتاری و ادبی اعتراف کرده بود که طرفدار تیم عقاب تهران است. تیمی مهجوری که حالا دیگر اثری از آن نیست.
جالب اینکه شهریاری برای این جعل تاریخی سند هم رو کرد و گفت: متن را از روزنامه جام جم برداشته است و اگر کسی شک دارد می‌تواند برود آن را ببیند …

سهراب سپهری پرسپولیسی نبود
جالب اینکه سپهری در نامه خودش به کیهان ورزشی تاکید کرده به تماشای بازی‌های پرسپولیس نمی‌رود چرا که تعصب بیش از پیش طرفداران این تیم جویی نامطلوب در ورزشگاه ایجاد می‌کنند.  او در بند آخر نامه اش نوشته است :
با تعصب بی پایه چه باید کرد؟ هم راننده تاکسی طرفدار تیم پرسپولیس است، هم شاگرد بقال، هم دانشجو و هم کارمند اداره. بسیار خوب، هر کس می تواند علاقه اش را به چیزی ببندد، اما علاقه داشتن هم دلیل منطقی می خواهد. اهالی منچستر حق دارند طرفدار تیم های شهر خود باشند، مردم لیدز بجاست که تیم خود را دوست بدارند، ساکنان چلسی طبیعی است که بیش تر از تیم خود دفاع کنند. اما در شهر شما و من، یک بت همگانی پیدا می شود، دلبستگی مسری است و طرفداری، اتفاقی و بی دلیل صورت می گیرد. خواهید گفت: چه اشکالی دارد؟ حرفی ندارد، اما وقتی که در امجدیه نشسته اید، این طرفداری و تعصب محیطی نامطلوب ایجاد می کند و شما نمی توانید به دلخواه تماشا کنید. من هم مثل شما از تیم پرسپولیس بازی های خوبی دیده ام اما سرانجام- مثل کسان دیگری که می شناسم – تصمیم گرفتم روزهایی که تیم پرسپولیس بازی دارد به امجدیه نروم. شور و هیجان تماشاگر چیزی گیرا و پسندیده است و اگر نباشد میدان ورزشی نه جان دارد و نه معنی، تشویق بی حساب تماشاگران، بچه های پرسپولیس را نمایشگر و شاید خود نما بار آورده است. اینان از تماشاگران آشنای خود کمبودی بزرگ دارند، انگار احساس غریبی می کنند. وقتی که قیافه گریان همایون بهزادی را پس از مسابقه در مسجد سلیمان روی صفحه کیهان ورزشی دیدم، با خودم گفتم چه چیز جز تر و خشک کردن تماشاگران تهرانی، این بچه را چنین عزیز دردانه بار آورده است؟

۰ دیدگاه

پیام بگذارید.

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.